تبليغاتX
دختر بهشتی

دختر بهشتی

اين روزايي که دارن ميگذرن زياد از من خوششون نمياد...تلخ تلخ

يعني از اسپرسو هم تلخ تر!!!

من همه ي اين تلخي هارو واسه يه نگاهه تو به جون خريدم

ولي طاقت اين اخري رو نداشتم

طاقت اشکايه تورو نداشتم...خداياااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


 

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت13:12توسط الناز | |

کاش ادما قبل از ورود به این دنیا میرفتن تو قدر مطلق!!!

اینطوری دیگه بدی هیچ معنایی نداشت...چه خوب.نه؟

اینطوری شاید مجبور نمیشدم برای همیشه بهترینمو از دست بدم...

مجبور نمیشدم بشینم و رفتنشو نگاه کنم.

                       

+ میبینی چقدر تنها شدم ؟؟؟

+ بهترینمو از دست دادم =شیدا از ایران رفت!

+نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت19:42توسط الناز | |

این روزا یه کم ناخوشم !

کاش تو این خر تو خری تو بودی ...

کاش وقتی زار میزدم شونه هاتو کم نداشتم .

    

+پاییز خوش اومدی !

+نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت20:55توسط الناز | |

من چطوری باید عشقمو فریاد بزنم ؟!

خوبه من ...

.

.

.

همه چی تویی زمین و اسمون هیچ !

         

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت19:8توسط الناز | |

شوخی شوخی همه چی جدی شد !!!

فکر کنم راست راستکی دارم عاشقش میشم .

عشق؟!

عشق ماله قصه هاست . به این که نمیگن عشق ؟

حداقل اینو مطمئنم که دوستش دارم ...وااااااااااااااااای .

+نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت21:53توسط الناز | |

امروز یه سال از شروع خط خطی های گاه و بی گاهم میگذره .

وبلاگم تولدت مبارک !

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت11:33توسط الناز |

با رفتنت دلم شكست .

نفهميدي ... اما شكست !

حالا اين دل شكسته هنوز برات پر ميكشه .

 

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت19:42توسط الناز | |

من پر از فریادم ...

              فریاد سکوت !

        

 

+نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت12:39توسط الناز | |

 

از وقتی تو رفتی من موندم و یه دل ...

       چه بگویم من از این دل ؟!

دلگرمی اش رویای تو

دلتنگی اش وجود تو

حالا... این دل عاشقانه اغوش تو را می طلبد .

+ خدایا دختر بهشتی کمک میخواد .

 

+نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت15:24توسط الناز | |

صدایت ترنمی بود که قلب من ان را شنید و عشق اغاز شد ... ولی

ولی ای کاش صدایت شکست عشق را هم به من اموخته بود تا امروز

وجود من اینگونه به انتها نمیرسید !

+ من هنوز فراموشت نکردم ... خوب یادمه که امروز چه روزیه .

 

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت23:8توسط الناز | |

حالا تو رفتی و من باید باور کنم که برای همیشه وجودتو کم خواهم داشت ...

نمیخوای قبول کنی این همه تنهایی تورو فریاد میزنن ؟!

+کسی میدونه کجا بال می فروشن ؟!

+خدایا ...

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت20:0توسط الناز | |